بیانات رهبری
 
سالهاي مجاهدت خاموش و دشوار آزادگان ما در اسارتگاه هاي عراق از جمله مقاطع فراموش نشدني تاريخ پرشکوه ماست.
تصاویر همایش های آزادگان
سایت های مرتبط
آمار
Visitors: 203581
تعداد اعضا

204 عضو
آخرين عضو : mohammadi
آمپول ضد عاشورا! Print E-mail

Imageخاطرات سایت با موضوع ماه محرم در اسارت به روز شد.کلیک کنید

 در شبهای تاسوعا و عاشورا در اردوگاه ها آمپولی بود معروف به آمپول ضد عاشورا عراقی ها چون می دانستند شب های تاسوعا و عاشورای حسینی سینه زنی ها با شب های قبل از شدت بیشتری برخوردار خواهد بود و همچنین برای استراحت و خوش گذرانی خودشان این آمپول را به کل اردوگاه ها می زدند که زدن این آمپول همراه بود با تب و لرز شدید سردرد، سرگیجه، تهوع، بازوهای ورم کرده و در نهایت آه و ناله و زمین گیر شدن بچه ها.

یک سرنگ را برای 15 تا 20 نفر استفاده می کردند بیچاره آن هایی که نفرات سوم ـ چهارم به بعد بودند که این سرنگ ها مثل میخی بود که بازوان نحیف و ضعیف آن¬ها وارد می شد. اسرایی که مقداری از نیروی بدنی قوی تری برخوردار بودند که در هر آسایشگاه تعدادشان به 2 یا 3 نفر می رسید با زور و زحمت فراوان دستمال و پارچه ها را خیس نموده و بر پیشانی تک تک همرزمان خود می گذشتند و یا پاشوره می نمودند. شب تاسوعا شب بیماری شب درد و ناله شب غریبی و غربت برهمه مستولی می شد.

بچه ها هم به درد و غریبی و منع شدن از عزاداری میگریستند و هم به مظلومیت امام حسین (ع) و خاندانش در آن سرزمین.

اما نیمه های شب سه ، چهار نفر از بچه ها طاقت نیاورده و با زور و زحمت بسیار فراوان از جا بلند می-شدند و می نشستند دور یکدیگر و دم می گرفتند:

کی رسد این پیام از کربلا *****کی شود این حرم زچنگ بعثیان رها و ....

اسرای دیگر با شنیدن این بیت با دشواری از جا بلند شده و در حین ناتوانی برسینه می زدند.

حدود نیم ساعت به عزادرای مشغول بودیم که دیگر تاب و توان بچه ها گرفته می¬شد و باز آه و ناله ها بالا می رفت. باز این بچه های سالم بودند که به پرستاری از دیگران مشغول می شدند و این آمپول ضد عاشورا در هر دو شب تاسوعا و عاشورا زده می شد.
User Comments

Comment by مهمان on ۱۳۸۸-۱۱-۰۴ ۱۱:۱۱:۳۷
در پنج کیلومتری کربلا 
 
موقعی که پس ازدرگیری ماراازالعماره سواراتوبوسها کردند ما نمی دانستیم به کجا می رویم ! اتوبوسهای آنها در داخل اتوبوس سرویس داشت وآب گرم هم بود 
درکناربوفه ؛یکی از دوستان در بغل من نشسته بود وحالش زیاد تعریفی نداشت  
از قیافه اش معلوم بود که کتک کاری زیاد وتشنگی ازپا در آورده بود ؛ نگهبانان  
درجلو باراننده بودند ناگهان دیدم حال بغل دستیم که نشسته بود بد شد من بلند شدم  
ورفتم بطرف عقب ماشین که آب بود با دادوفریاد نگهبان مواجه شدم بدجووری  
کلافه شده بودم خلاصه موفق شدم واب راآوردم ولی دیگر خیلی دیرشده بود هر 
چه دهانش را باز کردم آب نخورد وجان بجان تسلیم وروحش ازبند اسارت وفشار 
آزاد گردید جایی که اوشهید شد در چند قدمی دجله وفرات بود که رفییقمان از تشنگی شهید شد ! ومن درآنجا فهمیدم که این قوم بی انصاف به خانواده امام حسین  
چه مصیبتی را وارد کردند!!! بعداز اینکه دوستمان شهید شد ماشیین را نگه داشتند 
واورا در پنج کیلومتری کر بلا پیاده کردند ودستور حرکت اتوبوسها را دادند وبجه های داخل اتوبوس همگی باگریه وفاتحه خوانی از محل دورشدیم وبه جای  
نامعلومی حرکت می کردیم تااینک جلویک رستوران نگه داشتند ما به خیال خویش  
گفتیم حتما برای ما غذا می آورند ولی چنین چیزی اتفاق نیافتاد من از داخل اتوبوس به بیرون نگاه می کردم چشمم به یکی ازعربها افتاد که دیش داشین سفید 
پوشیده بود ونوشابه می خورد آمد جلو ومن شیشه را کشیدم وگفتم سیدی مایع یعنی  
آب توضیح اینکه اولین کلمه ای که دراولین روزاسارت یادگرفتم نام آب بود!! 
اوآمد جلو ومن خوشحال شدم وقتی به نزدیک من رسید نوشابه را سر کشید ومن  
به صورت اوتف انداختم واوخیلی عصبانی شدوچون شخصی بود نمی توانست  
به داخل بیاید به همین خاطر درداخل راحت نشسته بودم واودادوبیداد می کرد! 
وبعدازتوقف نیم ساعت دوباره به حرکت خود ادامه دادند ومقصد برای مانامعلوم  
بودبعداز چندساعتی راهپیمایی بااتوبوس به شهر بغداد رسیدیم در داخل شهربغداد 
خیابان به خیابان مارا بردند تااینکه به یک پادگان ارتشی رسیدیم بعد تعدادی از 
دوستان رادر آنجا پیاده کردند وبعد دوباره مارا حرکت دادند ودر کمربندی نگه  
داشتند مردم به طرف اتوبوس هجوم آوردند واکثرشان فوش می دادند وسنگ  
می انداختند وماهم دست بسته ونظاره گر برخورد وحشی آنها ..... 
 
 
محمد بخشي پور آزاده سازمان جهادكشاورزي استان اردبيل  
وبلاگ sina0.blogfa.com 


<Previous   Next>
منوی اصلی
صفحه اصلی
اخبار
سخن امام و رهبری
اخبار استانی آزادگان
فعالیت های موسسه
اسارت و آزادگان
یاد یاران
گالری تصاویر
صوت و تصویر
دریافت لوگو
تماس با ما
بایگانی مطالب
جستجوی پیشرفته
هیئت های استانی فعال
ورود و خروج
Username

Password

Remember me
Password Reminder
No account yet? Create one
تصویر تصادفی
5.jpg
 

info@azadegan-hd.ir