بیانات رهبری
 
سالهاي مجاهدت خاموش و دشوار آزادگان ما در اسارتگاه هاي عراق از جمله مقاطع فراموش نشدني تاريخ پرشکوه ماست.
تصاویر همایش های آزادگان
سایت های مرتبط
آمار
Visitors: 205609
تعداد اعضا

205 عضو
آخرين عضو : mohammadi
دل گفته های سید آزادگان از آزاده شهید، محمود امجدیان Print E-mail

Imageمجلس به مناسبت دومین سالگرد شهادت آزاده شهید، رهرو صادق حسین ابن علی(ع) محمود امجدیان بر پا شده است.بحق باید به خانواده امجدیان تبریک و تهنیت گفت; به آن خانواده محترم که عزیزشان به پاس حق شناسی از خون پاک و مطهر و مقدس مظلومانه ریخته شده آقا حسین ابن علی(ع) در راستای هدف مقدس قدم برداشت و در نهایت با یک دنیا عزت و افتخار جان به جان آفرین تسلیم کرد.

خانواده شهید امجدیان و دیگر خانواده های  محترم شهدا، خدا را شاکر باشید که فرزندان شما با ایثارگری و رشادت و فداکاری شما را در مقابل مولایشان حسین ابن علی(ع) رو سفید کردند.درست است که در سوگ عزیزانتان نشستید و عمری به فراق آنها مبتلا گشتید و داغی سنگین بر قلب پاک شما خانواده های معظم شهدا نشست اما این رشادت و ایثارگری عزیزان، شما را آبرومند درگاه خداوند و رو سفید پیشگاه حسین ابن علی (ع) کرد.
ملت بزرگ آگاهی و سرافرازی خود را در گرو فداکاری فرزندان برومند شما و در گرو تربیت صحیح شما می بیند که توانستند فرزندانی صالح و شایسته و ایثارگر تربیت کنید که در دفاع ازعزت و شرف و ناموس و آب و خاک ملت شریف، نهایت فداکاری و وفاداری و شهادت طلبی را داشته باشند و باعث شرف و آبروی ملت خود شده اند و به همین دلیل در پیشگاه آقا حسین ابن علی(ع) از جایگاه ویژه ای
 برخوردارند.دشمن می خواست انسجام ملت ما را از هم بپاشد.در سرزمین عراق و در کنار مرقد امام حسین بعثیان پلید به روی تانکها نوشتند از امروز هیچ اثری از آثار شیعه در این سرزمین نخواهیم گذشت.فرزندان ایثارگر شما بودند که اسم شیعه و اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را زنده نگه داشتند و کمترین ضعف و سستی در اراده و ایمان و اخلاص به خود راه نداند.در شرایطی که بیداری، برادران ما در دل تاریک شب تهدید می کرد، فرزندان برومند شهید عالی مقام، رهرو راه حسین(ع)، شهید محمود امجدیان، بدون اعتنا اکثر شبها تا صبح بیدار می ماند و در مقابل خستگی روز، خواهش ما این بود که همانند بقیه برادرانت شب را به استراحت بپرداز.ولی به حق این خانه خدا و به حق صاحب این ایام، آقا حسین ابن علی(ع) در هر لحظه ای از لحظات شب که چشم را باز می کردی، محمود را روبه قبله، سر به زانو، یا در حال سجده و در حال خواندن قرآن می دیدی.بعد از مدتی که نتوانستیم با خواهش از او بخواهیم شبها استراحت کند، از یکی از برادران خواستم  که با ایجاد رابطه با او، پس از رفاقت و گفتگو، در پایان با هم به استراحت بپردازند.همه ما در نامه می نوشتیم که نگران ما نباشید، ما سلامت هستیم و دیر یا زود به وطن بر می گردیم، اما اگر نامه های شهید امجدیان را مطالعه کنید، او به خانواده اش نوید برگشتن نمی دهد و در نامه هایش می نویسد: "امروز به غمها و رنجها تن در می دهیم تا فردای موعود، راست قامتان جاودانه تاریخ باشیم.مادرم پدرم خواهرم برادرم، آنگاهی که خبر شهادت من به شما رسید گریه نکنید.اگر خواستید در عزای من به سوگ بنشینید و اشک بریزید، به یاد شهادت حسین ابن علی(ع) و یاران فداکارش اشک بریزید".در نامه هایش می نویسد خانه را برای برگشتن من مهیا سازید.اینطورنبوده که به جبهه برود و در جبهه به اسارت درآید و در اسارت هم چند صباحی را بگذراند و به خاک وطنش برگردد.یک ماه بیشتر نمانده بود که شهید امجدیان همراه همه به وطن برگردد.بحق مثل مادری که در انتظار فرزندش و برای دیدار او لحظه شماری می کرد.وقتی که برادرمان ضربه خورد، پانزده قدم با او فاصله داشتم.بلافاصله خودم را رساندم. محمود پنج قدم نرفته بود که روی زمین افتاد، بالای سرش آمدم. در مجلس حضور دارند برادرانی که در لحظه آخری که این عزیز به افتخار شهادت نائل آمد، در آنجا بودند.روحش شاد.بیقین ایشان از اصحاب حسین ابن علی(ع) به حساب آمده و بیقین دعای خیر او بدرقه خانواده محترمش و برادران عزیز آزاده و ملت شریف ایران و نظام مقدس جمهوری اسلامی خواهد بود.اگر از بنده و همچنین از یرادرانی که ما در آنجا در خدمتشان بودیم سوال کنید که تلخ ترین لحظه های اسارت چه زمانی بود، یقینا می گویند تلخ ترین لحظه های اسارت آن لحظه ای بود که شاهد پرپر شدن این گل در تنگنای اسارت بعد از هشت سال اسارت بودند.بعد از شهادت این عزیز، وضعیت اردوگاه به هم ریخته شد. سربازان عراقی می خواستند با کابل برادران را ساکت کنند. صدای گریه اردوگاه را پر کرده بود. برادران سیل آسا به طرف جسم مطهر محمود یورش بردند. گرچه خانواده محترم جلیل القدر، پدر مادر و برادر و خواهر محترمشان نبودید، اما فرزندان شما بحق آنروز عزا و ماتمی گرفتند که دشمن تعدادی از آنها را زندانی کرد و بقیه را در آسایشگاهها محبوس کرد.ولی فایده ای نداشت. دشمن متحیر مانده بود که چه کار کند. می گفت ساکت، می دید گریه و شیون و آه و ناله بلند می شد. بالاخره در آسایشگاه را باز کردند و از من خواستند که به اتاقها بروم و بگویم محمود زنده است.شما اشتباه کرده اید، او به شهادت نرسیده است. بنده هم با اینکه یقین داشتم برای همیشه از دیدن دیدار این عزیز و بودن در خدمت او محرومم و به داغ او برای همیشه مبتلا، چون وضعیت روحی برادران نگران کننده دیدم، رفتم و به آنها گفتم چرا نگران هستید؟ برادرمان وضعیتش بهتر شده و از بیمارستان خبر آورده اند که حالش بهتر است و فردا انشاء الله به جمع شما باز می گردد. 
والسلام علیکم و رحمة الله برکاته
 
روحش شاد و یادش گرامی باد 

تاریخ سخنرانی 1373

User Comments


<Previous   Next>
منوی اصلی
صفحه اصلی
اخبار
سخن امام و رهبری
اخبار استانی آزادگان
فعالیت های موسسه
اسارت و آزادگان
یاد یاران
گالری تصاویر
صوت و تصویر
دریافت لوگو
تماس با ما
بایگانی مطالب
جستجوی پیشرفته
هیئت های استانی فعال
ورود و خروج
Username

Password

Remember me
Password Reminder
No account yet? Create one
تصویر تصادفی
3.jpg
 

info@azadegan-hd.ir